قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره بیت ۴۱۳۳

M6:4133 — یک خلافی نی میان این عیون / آنچنان که هست در علم ظنون

یک خلافی نی میان این عیونآنچنان که هست در علم ظنون
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:4133

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: میان این دیدگان (یا این چشمه‌های حقیقت)، هیچ اختلافی نیست؛ بر خلاف آنچه در علمِ بر پایه گمان‌ها و پندارها وجود دارد. معنا: این بیت می‌گوید که در شهود و ادراک حقیقی، هیچ تناقضی وجود ندارد، اما در دانش‌های ظنی و عقلی، اختلاف و گمانه‌زنی همواره حاضر است.

شرح

این بیتِ شورانگیز، پرده از حقیقتی بنیادین برمی‌دارد که همانا تفاوت میان شهود عارفانه و استدلال عقلانیِ صرف است. مولانا در اینجا می‌گوید که میان این «عیون»، یعنی این دیدگانِ بصیرت‌یافته، این چشمه‌هایِ زلالِ معرفتِ بی‌واسطه، هیچ «خلافی» نیست، هیچ تناقضی وجود ندارد. اما این بی‌خلافی، در «علم ظنون» نیست، در آن دانشی که بر پایه ظن، گمان، و پندار استوار است. و این چه فرقی است؟

ببینید، علمِ ظنون، همان دانشِ عقلِ بازرگان‌مآب است، همان عقلِ سوداگری که از آن در سخنرانی‌ها سخن گفته‌ام؛ عقلی که در کارِ تشخیصِ امورِ مربوط به سعادتِ نهایی و اخروی، «لنگ» است. این عقل، از متافیزیک و ما بعدالطبیعه می‌ترسد، از کانت تا فلاسفه تحلیلی معاصر، اغلب در برابر یقین سر تسلیم فرود آورده‌اند و خود را به قلمرو گمان و ظن و احتمال محدود کرده‌اند. طبیعی است که در چنین علمی، اختلاف و گمانه‌زنی پایان‌ناپذیر باشد. هر کسی از ظن خود، راهی می‌زند، نظری می‌دهد و هر نظری هم می‌تواند متناقض با دیگری باشد. این را حافظ می‌بیند و از آن می‌نالد، که باید «عالمی از نو بباید ساخت و از نو آدمی»؛ اما مولانا، جهان را بی‌نقص می‌بیند و می‌گوید: «من که صلحم دائماً با این پدر / این جهان چون جنت استم در نظر». اختلاف و تناقض، از کژی بیننده است، نه از کژی جهان.

پس راه چیست؟ مولانا در اینجا، به آن راهی اشاره می‌کند که از ظنون می‌گذرد و به «یقین» و «وصول» می‌رسد. این راه، راهِ «تسلیم» است. تسلیم به یک «پیر رشاد»، نه یک «پیر گردون». پیری که نه از سال و ماه، که از سلوک و ارشاد پخته شده باشد. همان‌طور که گفتم، «شرط تسلیم است، نه کار دراز». بدون یک راهنما، در «ظلمات» گم می‌شویم، همان‌طور که «با عصا کوران اگر ره دیده‌اند / در پناه خلق روشن‌دیده‌اند». عیون، دیدگانِ این روشن‌بینان است، دیدگانی که چون حقیقت را بی‌واسطه و بی‌حجاب می‌بینند، همه به یک چیز می‌رسند، و در نتیجه، میان دیدشان هیچ خلافی نیست. این وحدتِ شهود، نقطه مقابل تکثر و تناقض در علمِ ظنون است. این وعده مثنوی است: هدایت به سوی یقین و تجربه‌ای که هرگونه ظن و گمان را از میان برمی‌دارد.

نکات کلیدی

  • شهود عرفانی، بر خلاف علوم عقلی، فاقد تناقض و اختلاف است.
  • «عیون» اشاره به بصیرت واحد و همگرای عارفان است که از چشمهٔ حقیقت می‌نوشند.
  • «علم ظنون» نماد دانش‌هایی است که بر گمان و استدلال صرف متکی‌اند و لذا به اختلاف می‌انجامند.
  • راه رسیدن به یقین و رهایی از «ظنون»، تسلیم به راهنمای حقیقی (پیر رشاد) است.
  • مولانا جهان را بی‌نقص می‌بیند و تناقض را ناشی از نقص در بیننده می‌داند، نه در هستی.
  • عقل صرف، برای دستیابی به حقایق نهایی «لنگ» است و تنها در پناه بصیرت روشن‌بینان راه می‌یابد.

Sources: d6-s92 · 17:33:14 d6-s92 · 19:30:38 d6-s92 · 28:38:48

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.