قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره بیت ۴۱۵۲

M6:4152 — هان ببین این را به چشم اعتبار / این چنین دعوی میندیش و میار

هان ببین این را به چشم اعتباراین چنین دعوی میندیش و میار
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:4152

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هان، به این عبرت بیندیش و آن را با چشم اعتبار بنگر، چنین ادعایی (که به این عواقب می‌انجامد) نه در ذهن بیاور و نه به زبان.

معنا: این بیت هشداری است برای پرهیز از ادعاها و مطالباتِ پوچی که جز هلاکت و تباهی به بار نمی‌آورند و از مخاطب می‌خواهد که با چشم بصیرت به عواقب چنین داعیه‌هایی نگاه کند.

شرح

ما در این بیت، که بخشی از گفت‌وگوی برادرانِ یک شاهزاده است، با هشداری صریح و قاطع از زبان مولانا مواجهیم. برادران به شاهزاده‌ای که در فکر ادعایی خطرناک است، یک خندق پر از سرهای بریده را نشان می‌دهند و می‌گویند: «هان ببین این را به چشم اعتبار / این چنین دعوی میندیش و میار.»

این بیت، بیش از هر چیز، بر گران‌مایه بودن جان آدمی تأکید می‌کند. من بر این باورم که ایدهٔ حقوق بشر، با وجود تمام نقض‌های آن در عمل، در اساس بسیار مقدس و محترم است. جان آدمی شریف‌ترین چیز در این عالم است و حرمت تنِ ما نیز از قداست جانِ ما می‌آید. قصهٔ داوود در تورات، که جناب محی‌الدین عربی نیز در جایی بدان اشاره کرده است، گواهی بر این حقیقت است: خداوند به داوود اجازه نداد معبدی را که ساخته بود، تکمیل کند، زیرا او خون بندگانش را ریخته بود، حتی اگر به فرمان الهی بود. خداوند فرمود: «جان نزد من عزیز است.» این جان، گران‌بهاست و ما حق نداریم آن را ارزان بداریم. لعنت بر کسانی که جان آدمی را ارزان می‌فروشند، خون بی‌گناهان را بی‌بها می‌ریزند و با تناقض در عمل، جان هم‌نوعان خود را بی‌پاسخ می‌گذارند.

این هشدار مولانا از «دعوی» بی‌فکرانه، متوجه خوی استبدادی و خودکامگی است که در پی «مصلحت» خود یا گروه خود، صد خون می‌ریزند. پادشاهان همیشه به دنبال توجیه اعمال خود با «مصلحت» بوده‌اند، اما این نباید قبح قبیح‌ترین کار، یعنی کشتن انسان‌ها را، از بین ببرد. برادران به شاهزاده می‌گویند: «بنگر ای از جهل گفته ناحقی / پر ز سرهای بریده خندقی... جمله اندر کار این دعوی شدند / گردن خود را بدین تعوی زدند.» این خندق پر از سرهای بریده، نتیجهٔ همین غلو و رفعت‌جویی‌های کاذبی است که افراد را به ادعاهای بی‌اساس و خطرناک می‌کشاند. مولانا تأکید می‌کند که با «چشم اعتبار» – یعنی چشم عبرت‌بین و پندآموز – به این صحنه بنگریم تا هرگز چنین داعیه‌هایی را نه در دل بپرورانیم و نه بر زبان آوریم.

در این زمینه، مولانا سکوتی را که گاهی دربارهٔ مسائل سیاسی یا تاریخی دارد، می‌شکند تا بر یک اصل اخلاقی بنیادین تأکید کند: جان انسان. او معمولاً از جدایی و فراق می‌گوید که یک امر ازلی و ابدی است و از قیل‌وقال‌های دنیوی پرهیز می‌کند. اما در اینجا، او به پیامدهای اخلاقی و انسانیِ سوءاستفاده از قدرت و ادعاهای بی‌اساس می‌پردازد که نتایج آن، تباهی جان انسان‌هاست. این نه یک شکایت از جهان، بلکه یک هشدار صریح دربارهٔ عواقب رفتار جاهلانه و متکبرانهٔ انسان است.

به من می‌گوید: «بی‌سلاحی درمرو در معرکه / همچو بی‌باکان مرو در تهلکه.» این نکتهٔ مهمی است؛ این بیت به نوعی یادآور هشدار قرآن است که انسان را از انداختن خویشتن به هلاکت برحذر می‌دارد. دعوی‌های بدون پشتوانهٔ حکمت و بصیرت، همچون ورود به معرکهٔ نبرد بدون سلاح است که فرجامی جز هلاکت ندارد. این نگاه، کاملاً با روح آموزه‌های اخلاقی مولانا سازگار است که خودشناسی و بصیرت را اساس هر حرکت می‌داند و از «کوری» و «غفلت» به شدت پرهیز می‌دهد.

نکات کلیدی

  • جان آدمی گران‌بها و مقدس است و هیچ دعوی یا مصلحتی نباید به ارزان شدن آن بینجامد.
  • غلو و ادعاهای بی‌اساس، پیامدهای هولناکی دارد که باید با چشم عبرت به آن‌ها نگریست.
  • مولانا حتی در سکوت خود دربارهٔ امور دنیوی، بر ارزش اخلاقی و حرمت جان انسان تأکید می‌کند.
  • ورود به هر عرصه‌ای، چه مادی و چه معنوی، بدون بصیرت و آمادگی، منجر به هلاکت و پشیمانی است.
  • اخلاق و آموزه‌های دینی، هنوز برای مهار خودخواهی و حفظ کرامت انسانی، ضروری‌اند.

Sources: d6-s93 · 39:05:00 d6-s93 · 42:49:00 d6-s93 · 45:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.