قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را بیت ۴۲۰

M6:420 — فعل را در غیب صورت می‌کنند / فعل دزدی را نه داری می‌زنند

فعل را در غیب صورت می‌کنندفعل دزدی را نه داری می‌زنند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:420

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کردارها را در عالم غیب صورت می‌بخشند؛ مگر فعل دزدی را با دار زدن مجازات نمی‌کنند؟ معنا: مولانا می‌گوید کیفر و جزا برای اعمال انسانی، همچون مجازات دزدی، در باطن و غیب هستی صورت‌بندی شده‌اند و نهادینه گشته‌اند، و صرفاً قراردادی بشری نیستند.

شرح

این بیت یکی از نکات خاص و در عین حال دشوار مولاناست که در دفتر ششم مثنوی، آن هم در سال‌های پایانی عمرش، مطرح می‌کند. او در این بخش، کفهٔ اختیار را سنگین می‌کند و علیه جبرگرایی احتجاج می‌ورزد. بحث این است که آیا مجازات اعمال صرفاً یک قرارداد بشری است، یا ریشه‌ای عمیق‌تر در نظام هستی دارد؟

مولانا اینجا می‌گوید که فعل را در غیب صورت می‌کنند. این یعنی، هر فعلی که از ما سر می‌زند، در عالم غیب دارای یک صورت و ماهیتی از پیش تعیین‌شده است که مجازات یا پاداش آن را در خود نهفته دارد. او برای تبیین این نکته، مثال دزدی را می‌آورد و می‌پرسد: «فعل دزدی را نه داری می‌زنند؟» یعنی آیا مجازات دار زدن برای دزدی (که در اینجا منظور راهزنی‌های مسلحانه است که در قرآن نیز به آن اشاره شده، نه صرفاً دزدی‌های خرد) به دل آدمیان نیفتاده است؟

نکتهٔ کلیدی مولانا این است که این مجازات‌ها صرفاً ساختهٔ ذهن و قراردادهای بشری نیستند. دار زدن، به خودی خود، شباهتی به عمل دزدی ندارد. اما مولانا تصریح می‌کند که این «تصویر خدای غیب‌دان» است؛ تدبیری است که خداوند عالم در دل «شحنه» یعنی حاکمان و داوران افکنده است. یعنی حتی این نوع قضاوت کردن و کیفر و پاداش معین کردن، از الهام الهی سرچشمه می‌گیرد و از یک جایی آمده است. آدمیان محضِ قرارداد نبود که برای کشتن و دزدی، مجازات‌هایی را وضع کنند؛ روحی در آنها دمیده شده که این افکار و تدابیر به ذهنشان خطور کرده است.

من این نکته را این‌گونه بسط می‌دهم: اگرچه مولانا به تعلیمات پیامبران نظر داشته و این‌ها را الهامات الهی می‌دانسته، اما می‌توان این‌گونه نیز اندیشید که شکل و صورت این مجازات‌ها ممکن است در طول تاریخ تغییر کند. شاید اگر مولانا در روزگار ما بود، می‌گفت امروز خدا الهام کرده که دار نزنید و اعدام نکنید و به روش دیگری مجازات کنید. این تفاوت در فرم، اصلِ الهی بودن ریشهٔ کیفر را نقض نمی‌کند.

اما نکتهٔ ظریف‌تر و عمیق‌تر در این بیت، فراتر از الهام الهی، این است که اگر این‌گونه که مولانا می‌گوید، مسئله را تصویر کنیم، آنگاه گویی که خود فعل، مجازات خودش را معین می‌کند. به عبارتی، پیوند بین فعل و جزای آن، پیوندی قراردادی و اعتباری نیست، بلکه پیوندی واقعی و ذاتی است. فعل، مثل علتی معلول خودش را به دنبال می‌آورد که آن معلول، اقتضای همان علت است. این بسیار مهم است؛ زیرا در این دیدگاه، خداوند این رابطهٔ حقیقی را در غیب محقق کرده است. این نگاه، مجازات را به چیزی درونی و طبیعی‌تر برای عمل بدل می‌کند تا صرف یک عامل بیرونی و قراردادی.

پذیرش این نظر، در عین حال، اندکی دشوار است. اما در چارچوب بحث اختیار و جبر، این نگاه به مسئولیت‌پذیری انسان‌ها قوت می‌بخشد. اگر اعمال ما و پیامدهایشان به این شکل ذاتی به هم پیوسته‌اند، دیگر نمی‌توان گناه را به گردن بخت و سرنوشت انداخت. رنجی که می‌کشیم، نتیجهٔ کردار بد خود ماست، نه بخت بد. اینجاست که مولانا با شدت تمام تأکید می‌کند: «جرم خود را بر خود نه که تو خود کاشتی / با جزا و عدل حق کن آشتی». این بیت به ما می‌آموزد که در عمق هستی، نظام عدلی برقرار است که پیامدهای اعمال ما را پیشاپیش در خود صورت‌بندی کرده است و این خود ما هستیم که با انتخاب‌هایمان، این صورت‌های غیبی را به فعلیت می‌رسانیم.

نکات کلیدی

  • مجازات اعمال انسانی ریشه‌ای الهی دارد و صرفاً قراردادی بشری نیست.
  • افعال در عالم غیب صورت‌بندی می‌شوند و مجازات یا پاداش، ماهیتی ذاتی در فعل دارند.
  • الهام الهی به حاکمان و داوران، شکل‌دهندهٔ نظام‌های قضایی و کیفری است.
  • پیوند میان فعل و جزای آن، پیوندی حقیقی و علّی است، نه قراردادی و اعتباری.
  • این بینش بر مسئولیت‌پذیری انسان تأکید می‌کند و بهانه‌جویی از بخت و سرنوشت را رد می‌کند.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.