قرائت دفتر ۶ بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیه‌السلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا بیت ۴۲۵۷

M6:4257 — عشوه‌شان را از چه رو باور کنید / یا چرا زیشان قبول زر کنید

عشوه‌شان را از چه رو باور کنیدیا چرا زیشان قبول زر کنید
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:4257

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چرا باید فریب‌کاریِ آنان را باور کنید؟ یا چرا از ایشان زر بپذیرید؟ معنا: این بیت هشداری است به کارگزاران حکومت که در اجرای عدالت، فریب عشوه و حیلهٔ خلاف‌کاران را نخورند و از آنان رشوه نپذیرند.

شرح

در این بیت، مولانا از زبان حاکم شهر با عسس یا پاسبانان سخن می‌گوید و به آن‌ها دستور می‌دهد که در مواجهه با دزدان و مجرمان، قاطع و بی‌ملاحظه باشند. این فرمان نه فقط یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه حکمی حکومتی است که برای حفظ امنیت جامعه صادر شده است.

من قبلاً هم گفته‌ام که در کلام مولانا، حکمران عادل کسی است که منافع عامه را بر منافع خواص و قشر خاصی از مردم ترجیح می‌دهد. در اینجا نیز حاکم به عسس هشدار می‌دهد که مبادا عشوه، یعنی فریب‌کاری، دروغ‌گویی و کلاه گذاشتن بر سر مأموران با آدرس‌های غلط، یا زر، یعنی رشوه و پول، باعث شود که از اجرای عدالت عدول کنند. این نشان می‌دهد که در آن دوران نیز، رشوه و فریب‌کاری از سوی مجرمان امری رایج بوده و حاکمان برای مقابله با آن دستورات قاطعی صادر می‌کرده‌اند.

نکتهٔ کلیدی در اینجا مسئلهٔ تشخیص صدق از کذب است. عسس باید هوشیار باشد که ظاهرنمایی و وعده‌های دروغین دزدان را باور نکند. مولانا خود در جای دیگر نشان می‌دهد که سخنِ صدق، آرامش‌بخش دل‌هاست و «بوی صدقش آمد از سوگند او»، اما فریبکاری تنها «ریبه» یا بددلی ایجاد می‌کند. این بیت یادآور ضرورت تمییز میان حق و باطل در حوزهٔ عمل سیاسی و قضایی است. حاکم به صراحت می‌گوید که حتی اگر دزد از خویشان او باشد، دستش باید بریده شود. این نهایت بی‌طرفی و عدالت‌گستری را نشان می‌دهد: هیچ رابطهٔ شخصی یا منفعت فردی نباید مانع از اجرای حکم الهی و اجتماعی شود.

این دستور حاکم را می‌توان با توصیهٔ امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر مقایسه کرد که می‌فرمایند: «همیشه نظر و توجه خود را متوجه عامهٔ مردم کن و خواص را به کناری نه»، هرچند اینجا مسئلهٔ ترحم بر مجرم است. اما اصل واحد است: مصلحت عامه، امنیت مردم و سلامت جامعه بر هر مصلحت جزئی یا منفعت شخصی یا گروهی مقدّم است. نباید به خاطر رنج عده‌ای معدود، رنج عامهٔ مردم را نادیده گرفت.

نکات کلیدی

  • عدالت باید قاطع و بدون ملاحظهٔ شخصی اجرا شود، حتی در مورد خویشاوندان.
  • حاکمان مسئولیت دارند که منافع و امنیت عامه را بر منافع خواص و فردی ترجیح دهند.
  • مقابله با فریب‌کاری و رشوه از اصول حکمرانی عادلانه است.
  • هوشیاری در تشخیص صدق از کذب، نه تنها در عرفان بلکه در مدیریت جامعه نیز حیاتی است.
  • در مواجهه با مجرمان، فریب ظاهر و وعده‌های دروغین را نباید خورد.

Sources: d6-s95 · 01:41:45

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.