قرائت دفتر ۶ بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد بیت ۴۳۳۸

M6:4338 — باز آن عین ضلالت را به جود / حق وسیلت کرد اندر رشد و سود

باز آن عین ضلالت را به جودحق وسیلت کرد اندر رشد و سود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:4338

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همان گمراهیِ محض را، خداوند به لطف خویش، وسیله‌ای برای رشد و فایده قرار داد. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه خداوند حتی آنچه را که در ظاهر گمراهی و اشتباه به نظر می‌رسد، به واسطهٔ جود و کرم خود، به راهی برای تعالی و نفع رساندن به انسان بدل می‌کند.

شرح

این بیت از داستان دلنشین مرد بغدادی می‌آید که به شوق یافتن گنجی راه مصر در پیش گرفت، اما سرانجام از طریق یک ندا، گنج را در خانهٔ خود در بغداد یافت. این بیت، جانِ اصلی این حکایت را بیان می‌کند: گمراهیِ ظاهری، عینِ راهیابی بود.

من بارها گفته‌ام که مولانا به ما می‌آموزد که عالم را کج نبینیم. اما این به آن معنا نیست که خداوند همیشه راه مستقیم را پیش پای ما می‌گذارد. خیر، حکمت الهی گاهی مقتضی آن است که بندگان را از راهی دور و پر پیچ و خم عبور دهد؛ راهی که در ظاهر، جز گمراهی و تضییع وقت نمی‌نماید. اما در حقیقت، این «دِتور» یا دور زدن، خود وسیله‌ای است برای رسیدن به مقصود. چرا؟

چند دلیل برای این پیچ و خم‌های الهی وجود دارد. اولاً، اگر مقصد را آسان به دست آوریم، قدرش را نخواهیم دانست و به سرعت آن را رها کرده، به غفلت می‌افتیم. خداوند می‌خواهد بنده‌اش همیشه متوجه او باشد، همیشه گوشه چشمی به درگاه او داشته باشد. این تعویق‌ها و بهانه‌ها، کمندهایی هستند که آدمی را از غفلت می‌رهانند و به یاد خویشتن و گنج پنهان در خود می‌اندازند.

ثانیاً، این بیت تجلی بارز مفهوم «لطف خفی» است. ظاهر قهر است، اما باطن لطف. ظاهر ضلالت است، اما در درونش هدایت پنهان. سعدی زیبا می‌گفت: «اَلا لا تَجزَعَنَّ اَخَ البَلیَّه / فَلِلرَّحمانِ اَلطافٌ خَفیَّه». خداوند در دل زهر، تریاق می‌نهد، پادزهری که گاه از خود زهر ساخته شده است، درست مثل واکسن. در کتب عرفانی و دینی ما این نکته بارها تکرار شده است که گاهی مسیرهای ناهموار و حتی خطاها، مقدمهٔ رسیدن به حالاتی متعالی‌تر می‌شوند. حتی گناه، اگر منجر به توبهٔ راستین شود، می‌تواند وسیله‌ای برای اعتلا و نزدیک‌تر شدن به حق باشد، تا آنجا که روایت داریم: «مستحق کرامت گناهکارانند». خداوند سیئات را نه تنها پاک، بلکه بدل به حسنات می‌کند.

مولانا می‌خواهد بگوید که در جهان‌بینی توحیدی، هیچ چیزی عبث نیست، حتی کژروی‌ها. او به ما می‌آموزد که به «مکر خداوند» توجه کنیم، آن تدبیر الهی که ظاهری را می‌سازد که با باطنش متفاوت است، اما هر دو در راستای هدایت و خیر بنده است. همان‌طور که حافظ می‌گفت: «صوفی منش و از از مکر ایمن مشو». این مکر، نه فریب، که حکمتِ عمیقِ الهی است که بنده‌اش را در راه خود نگه می‌دارد، حتی اگر بنده از آن راه بی‌خبر باشد یا آن را گمراهی بپندارد.

این بیت نهایتاً به آموزهٔ عمیق «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم» اشاره دارد که منسوب به امام علی (ع) است. یعنی خدا را در جایی شناختم که عزم‌ها و اراده‌های من شکسته شد و نقش بر آب گشت. مرد بغدادی، درست در همین لحظه که نقشه‌هایش برهم خورد، دریافت که خداوند در پس این تغییر مسیر، گنجی پنهان کرده بود. حکمت الهی گاهی اقتضا می‌کند که برنامه‌ها و اراده‌های ما نقش بر آب شود تا ما متوجه دست غیبی شویم که ما را به مقصدی بهتر می‌رساند.

نکات کلیدی

  • ظاهرِ گمراهی می‌تواند باطنِ هدایت باشد؛ راه غیرمستقیم، گاهی خود عین راه رسیدن است.
  • خداوند از «جود» و کرم مطلق خود، حتی خطاهای ما را وسیلهٔ رشد و نفع قرار می‌دهد.
  • ناامیدی ممنوع است: حتی در دل قهر الهی و خطاها، «لطف خفی» و پادزهر پنهان است.
  • حکمت الهی، گاه با «مکر» (تدبیر) خود، عزایم و برنامه‌های ما را درهم می‌ریزد تا ما را به مسیر درست رهنمون شود.
  • تجربهٔ خطا و سپس توبهٔ راستین، می‌تواند موجب ارتقای انسان به مراتبی بالاتر از انسانِ بی‌خطا شود.

Sources: d6-s96 · 15:12:43 d6-s96 · 21:11:32 d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.