قرائت› دفتر ۶› بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را› بیت ۵۵۸
M6:558 — گفت زاهد نه سزای آن نشاف / کو خورد مال یتیمان از گزاف
M6:558
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
زاهد در پاسخ به پرنده که او را مقصر گرفتاریاش میدانست، میگوید: «این مجازات درخور کسی نیست که به حرف زاهدان گوش میدهد، بلکه سزای کسی است که ظالمانه و بیپروا به مال یتیم دستدرازی میکند.»
این بیت بخشی از گفتگوی میان یک پرندهی به دام افتاده و یک زاهد است. پرنده، گرفتاری خود را به گردن زاهد و ریاکاری او میاندازد و میگوید: «هر که به افسون زاهدان گوش دهد، سزایش همین است.»
زاهد در این بیت اتهام را از خود رد میکند و آن را به سوی خودِ پرنده بازمیگرداند. او با لحنی تند و اتهامآمیز میگوید که این دام، مجازات گوش دادن به یک زاهد نیست، بلکه سزای گناهی بسیار بزرگتر است: خوردن مال یتیم. زاهد با این کار، گناهی را به پرنده نسبت میدهد که در فرهنگ دینی و اخلاقی، از بزرگترین معاصی شمرده میشود. او در واقع میگوید: «تو به خاطر یک گناه کوچک مثل فریب خوردن از من اینجا نیستی، بلکه به خاطر ظلمی بزرگ و نابخشودنی مجازات میشوی.»
این پاسخ، مقدمهای است برای تحول حال خود زاهد. او بلافاصله پس از این اتهامزنی، دچار فروپاشی درونی شده و به تناقضات و گناهان خود اعتراف میکند. گویی متهم کردن پرنده به چنین گناه بزرگی، آینهای در برابر خودش قرار داده و او را به یاد ریاکاری و دورویی خود انداخته است. بنابراین، این بیت نه تنها دفاعیهی زاهد، بلکه نقطهی عطفی است که او را به سوی خودکاوی و توبه سوق میدهد.
- نشاف
- ستمگر، ظالم، کسی که مال مردم را به ناحق میگیرد.
- گزاف
- بیهوده، بیحساب، از روی حرص و بیباکی.
- سزا
- سزا، مجازات، کیفر درخور.
- کو
- مخفف «که او».
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.