قرائت دفتر ۶ بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان می‌جوشد؛ تا هر که مجردست از آن می‌نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو می‌خوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی» بیت ۶۴۸

M6:648 — اشتباهی هست لفظی در بیان / لیک خود کو آسمان تا ریسمان

اشتباهی هست لفظی در بیانلیک خود کو آسمان تا ریسمان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:648

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در بیان، شباهتی لفظی هست، اما ببینید آسمان کجا و ریسمان کجا!

شرح

این بیت در میانهٔ بحث از «مستی» و «شراب» می‌آید و نقطهٔ عطفی کلیدی است. مولانا می‌گوید در عالم معنا، دو نوع مستی داریم: مستی‌ای که از «شراب حق» پدید می‌آید و آدمی را به سوی «مطرب جان» و ساقی ازلی می‌کشاند، و مستی‌ای که از «شراب تن» برخاسته و با لذات دنیوی و مطربان جسمانی همراه است. هر دو تجربه نام «مستی» دارند، و اینجاست که مولانا هشدار می‌دهد: «اشتباهی هست لفظی در بیان». این «اشتباهی» به معنای خطا و غلط‌گویی نیست، بلکه به معنای «شباهت» است؛ شباهتی که می‌تواند به خطا بینجامد. وقتی امری بر ما «مشتبه» می‌شود، به این دلیل است که دو چیز شباهت‌هایی به هم دارند و ما یکی را به جای دیگری می‌گیریم – همچون واژهٔ انگلیسی «mistake» که از «miss-take» آمده، یعنی چیزی را اشتباه برداشتن.

مولانا این مفهوم را با مثالی روشن می‌کند: داستان دو وزیر که هر دو «حسن» نام داشتند. یکی سخی و کریم بود و دیگری بخیل و ناخلف. آنکه به گمان پاداش نزد وزیر دوم رفت، در دام شباهت لفظی نام افتاد و جز مأیوسی نصیبش نشد. همین است معنای «شتان این حسن تا آن حسن». تفاوت‌ها تا آنجاست که از «آسمان تا ریسمان» فاصله دارند. این همان «اشتراک لفظ» است که به قول مولانا «دائم رهزن است»؛ راهزنی که به سبب شباهت ظاهری کلمات، ما را از رسیدن به حقیقت بازمی‌دارد. برای مثال، واژهٔ «سکولار» را در نظر بگیرید که در زبان امروز ما معانی متفاوتی دارد و بسیاری از مناقشات بی‌حاصل، ناشی از همین سوءتفاهم‌ها و عدم تفکیک معانی پنهان در پشت یک لفظ واحد است.

مولانا این آموزه را به جان و تن انسان نیز بسط می‌دهد. او می‌گوید «جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر» هستند؛ یعنی ظاهر و صورت انسان‌ها به هم شبیه است، اما «تا که در هر کوزه چه بود آن نگر». یک کوزه ممکن است پر از «آب حیات» باشد و دیگری پر از «زهر ممات». اگر «دیدهٔ تن»، یعنی چشم ظاهر‌بین ما، فقط به کوزه و ظاهر بنگرد، گمراه می‌شویم؛ اما «دیدهٔ جان»، که به مظروف و باطن نظر می‌کند، حقیقت را می‌یابد. بنابراین، وظیفهٔ سالک آن است که از ظواهر الفاظ و اجسام عبور کند و به معانی و جان‌ها برسد، چرا که معنا در درون جان مانند جان است و لفظ در بیرون مانند جسم. این تمایز بنیادین، ما را از خطای «اشتباه لفظی» در درک جهان و انسان‌ها بازمی‌دارد و راه را برای وصول به حقایق اصیل می‌گشاید.

نکات کلیدی

  • شباهت‌های لفظی می‌توانند بسیار گمراه‌کننده باشند و تفاوت‌های ماهوی را پنهان کنند.
  • درک حقیقی مستلزم عبور از ظاهر و تمایز قائل شدن میان مفاهیم، حتی اگر واژگان یکسان باشند.
  • «اشتباهی» در اینجا به معنای «شباهت» است که به خطا می‌انجامد، نه صرفاً غلط‌گویی.
  • چشم تن به ظاهر می‌نگرد و دچار فریب می‌شود، اما چشم جان به باطن و مظروف توجه دارد.
  • «اشتراک لفظ» یک «راهزن» همیشگی در مسیر فهم و معرفت است که باید از آن حذر کرد.
  • بصیرت باطنی، توانایی تشخیص «آسمان از ریسمان» را در پس شباهت‌های ظاهری فراهم می‌آورد.

Sources: d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:30:16 d6-s15 · 00:31:00 d6-s15 · 00:32:00 d6-s15 · 00:33:00 d6-s15 · 00:34:00 d6-s15 · 00:35:00 d6-s15 · 00:37:07 d6-s15 · 00:40:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.