قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۸۹۴
M6:894 — عالم السرست پنهان دار کام / گفت کردم توبه پیشت ای همام
M6:894
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ابوبکر به بلال توصیه میکند که برای در امان ماندن از شکنجه، ایمانش را مخفی کند چون خدا از قلب او آگاه است، و بلال ظاهراً این پند را میپذیرد و توبه میکند.
این بیت نقطهٔ عطفی در داستان شکنجه شدن بلال است. ابوبکر صدیق که از دیدن عذاب بلال دلش به درد آمده، از سر خیرخواهی و با منطقی دینی به او راهی برای رهایی نشان میدهد. استدلال او این است: «خداوند که عالم السر است و از راز دلها خبر دارد، پس نیازی نیست با فریاد زدنِ «احد»، ایمانت را آشکار کنی و خود را به کشتن دهی. کام و مراد خود را، که همان عشق به توحید است، در دل پنهان کن.»
پاسخ بلال در ظاهر پذیرش کامل این نصیحت است. او با احترام ابوبکر را «همام» (مرد بلندهمت) خطاب میکند و میگوید: «توبه کردم.» این توبه، توبه از ابراز عشق است، نه از خود عشق. اما ابیات بعدی نشان میدهند که این توبه، توبهای عقلانی و مصلحتی است که در برابر سیلاب عشق تاب نمیآورد. مولانا در حال زمینهچینی برای نشان دادن تقابل میان «عقل مصلحتاندیش» (که در اینجا در کلام ابوبکر نمود مییابد) و «عشق قهّار» است که هیچ منطق و توبهای را برنمیتابد. توبهٔ بلال، تلاشی صادقانه اما محکوم به شکست برای مهار کردن نیرویی است که از اختیار او خارج شده است.
- عالم السر
- دانای رازها، از صفات خداوند
- کام
- مراد، آرزو، خواستهٔ دل
- همام
- مرد بزرگ، بلندهمت، شجاع
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.