قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۸۹۴

M6:894 — عالم السرست پنهان دار کام / گفت کردم توبه پیشت ای همام

عالم السرست پنهان دار کامگفت کردم توبه پیشت ای همام
ابوبکر گفت: «خدا دانای اسرار است، ایمانت را پنهان نگه دار.»بلال پاسخ داد: «ای بزرگوار، در حضورت توبه کردم.»
ابوبکر به بلال توصیه می‌کند که برای در امان ماندن از شکنجه، ایمانش را مخفی کند چون خدا از قلب او آگاه است، و بلال ظاهراً این پند را می‌پذیرد و توبه می‌کند.

M6:894

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.