قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۱۴
M6:914 — چون قراری نیست گردون را ازو / ای دل اختروار آرامی مجو
M6:914
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ای دل، از آنجا که تمام عالم هستی، از جمله آسمانها و ستارگان، پیوسته به خواست خداوند در حرکت و بیقراریاند، تو نیز در این جهان به دنبال آرامش و سکون مطلق نباش و خود را به این جریان بسپار.
مولانا در این بیت، پس از تشبیه عاشقان به سنگ آسیاب که بیوقفه در حال چرخش و ناله است، این تصویر را به کل کیهان تعمیم میدهد. او به دل و جانِ سالک خطاب میکند و میگوید: به آسمان نگاه کن. این گنبد گردون که نماد عظمت و پایداری به نظر میرسد، خود به فرمان «او» (خداوند) لحظهای قرار ندارد و در چرخشی ابدی است. ستارگان نیز در این آسمان بیوقفه در حرکتاند.
نکتهٔ اصلی این است: اگر عظیمترین اجزای عالم هستی چنین بیقرار و تسلیم یک نیروی برتر هستند، تو ای دل کوچک چگونه انتظار داری به سکون و آرامش ثابت دست یابی؟ مولانا به ما یادآوری میکند که بیقراری و تحول، ذات و قانون این عالم است. تلاش برای یافتن آرامش ثابت و چنگ زدن به شاخههای این جهان (بیت بعدی: گر زنی در شاخ دستی کی هلد)، تلاشی بیهوده است. عشق حقیقی به خداوند، پذیرش همین سیلان و بیقراری است؛ همانطور که عاشقان «در سیل تند افتادهاند» و دل به قضای عشق سپردهاند. بنابراین، این بیت دعوتی است به هماهنگی با ضربآهنگ کائنات و دست کشیدن از جستجوی امنیتی خیالی در دنیایی که ذاتاً در حال حرکت و دگرگونی است.
- گردون
- آسمان، فلک، سپهر
- ازو
- مخفف «از او»، به واسطهٔ او، به فرمان او (خداوند)
- اختروار
- مانند اختر، همچون ستاره
- مجو
- جستجو نکن، طلب نکن (فعل نهی از مصدر جستن)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.