قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۱۴

M6:914 — چون قراری نیست گردون را ازو / ای دل اختروار آرامی مجو

چون قراری نیست گردون را ازوای دل اختروار آرامی مجو
وقتی آسمان و افلاک به فرمان او آرام و قرار ندارند،ای دل تو هم مانند ستارگان، به دنبال آسایش و سکون نباش.
ای دل، از آنجا که تمام عالم هستی، از جمله آسمان‌ها و ستارگان، پیوسته به خواست خداوند در حرکت و بی‌قراری‌اند، تو نیز در این جهان به دنبال آرامش و سکون مطلق نباش و خود را به این جریان بسپار.

M6:914

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.