قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۱۵
M6:915 — گر زنی در شاخ دستی کی هلد / هر کجا پیوند سازی بسکلد
M6:915
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این نیروی عظیم و گردانندهی عالم هستی، چنان قدرتمند است که هرگونه تلاش تو برای ایجاد ثبات یا برقراری پیوندی پایدار را در هم میشکند و با خود میبرد.
این بیت در ادامهی توصیف نیروی عشق الهی و قضا و قدر است که کل هستی، از عاشقان گرفته تا افلاک را بیوقفه در حرکت و گردش نگه داشته است. مولانا در ابیات قبل، عاشقان را به سنگی در آسیاب و دل را به ستارهای در آسمان تشبیه کرده که هر دو بیاختیار و بیقرار در حال چرخشاند.
در اینجا، این نیروی عظیم به درختی تشبیه میشود که شاخههایش در تندبادی سهمگین در حرکتاند. اگر کسی تلاش کند تا یکی از این شاخههای پر تحرک را با دست بگیرد و ثابت نگه دارد («گر زنی در شاخ دستی»)، شاخه از دستش رها میشود و به حرکت خود ادامه میدهد («کی هلد؟»). این نیرو هرگونه تلاش برای ایجاد پیوند و ثبات را ناکام میگذارد و آن را پاره میکند («هر کجا پیوند سازی بسکلد»).
پیام عرفانی بیت این است که در برابر جریان مقاومتناپذیر ارادهی الهی، تلاش انسان برای کنترل امور و ایجاد قرار و ثبات، بیفایده است. همانطور که نمیتوان شاخهای را در باد نگه داشت، نمیتوان در برابر سیلان تقدیر ایستاد. تنها راه، تسلیم شدن به این حرکت و همسو شدن با آن است، همان کاری که عاشقان حقیقی همچون بلال حبشی انجام میدهند.
- کی هلد
- کِی رها میکند؟ مگر میگذارد؟ (از مصدر هلیدن به معنای رها کردن و واگذاشتن)
- بسکلد
- میگسلد، پاره میکند (از مصدر گسستن)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.