قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۱۹
M6:919 — آفتاب و ماه دو گاو خراس / گرد میگردند و میدارند پاس
M6:919
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خورشید و ماه مانند دو گاوی که سنگ آسیاب را میچرخانند، به فرمان قدرتی برتر مدام در حال گردش و پاسداری از نظام عالم هستند.
مولانا در این بخش از مثنوی، برای نشان دادن قدرت مطلق عشق و ارادهٔ الهی، به حرکت دائمی و بیاختیار اجزای عالم اشاره میکند. همانطور که بلال در اوج شکنجه، بیاختیار «احد احد» میگفت، تمام کائنات نیز مسخّر و مقهور یک نیروی برتر هستند.
این بیت، خورشید و ماه را به دو گاو تشبیه میکند که به یک «خراس» یا آسیاب بزرگ بسته شدهاند و مجبورند پیوسته بچرخند. این تصویر، حرکت افلاک را از یک پدیدهٔ صرفاً طبیعی به یک عمل جبری و تحت فرمان تبدیل میکند. آنها نه از روی اختیار، که به ارادهٔ گردانندهای دیگر «پاسداری» میکنند و نظم کیهانی را حفظ مینمایند. این حرکت مدام، درست مانند چرخش سنگ آسیاب در بیتهای قبل (بیت ۹۱۱)، نشانهای از وجود یک جریان پنهان و قدرتمند (تقدیر الهی یا عشق) است که همه چیز، از ذرات خاک گرفته تا عظیمترین اجرام آسمانی را به رقص و گردش واداشته است.
در نگاه مولانا، این بیقراری و حرکت دائمی، شاهدی بر حضور فاعلی قدرتمند است. همانطور که جوشش کف روی آب، از غلیان و قدرت دریا خبر میدهد، گردش افلاک نیز تسبیح و اطاعت محض آنها در برابر ارادهٔ خداوند است. بنابراین، انسان که جزئی کوچک از این کلّیّات است، چگونه میتواند در برابر حکم الهی آرام و قرار داشته باشد و تسلیم نباشد؟
- خراس
- آسیاب، سنگ آسیا. در اینجا به معنای دستگاهی است که گاو به دور آن میچرخد.
- پاس داشتن
- نگهبانی دادن، مراقبت کردن.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.