قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۱۸
M6:918 — باد سرگردان ببین اندر خروش / پیش امرش موج دریا بین بجوش
M6:918
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
پدیدههای طبیعی مانند باد و دریا نیز خودسر نیستند؛ حرکت و خروش پرقدرت آنها جلوهای از تسلیم بودنشان در برابر فرمان الهی است.
این بیت بخشی از توصیف مولانا از تجلی قدرت و ارادهٔ الهی در سراسر هستی است. او از مخاطب میخواهد که با نگاهی عمیقتر به طبیعت بنگرد و در پدیدههای به ظاهر بیاختیار، نشانی از یک نیروی فرماندهٔ برتر ببیند. باد که «سرگردان» و «خروشان» به نظر میرسد و امواج دریا که پیوسته در «جوش» و تلاطماند، در حقیقت، بازیگران صحنهای هستند که کارگردان آن ارادهٔ خداوند است.
در ابیات قبل، مولانا به گردش سنگ آسیاب، افلاک و عناصر اشاره کرده و همه را نشانهای از یک «جوی پنهان» یا همان قضا و قدر الهی دانسته است. این بیت، مثال را به دو پدیدهٔ ملموس و قدرتمند دیگر یعنی باد و دریا گسترش میدهد. خروش باد و جوشش موج، هرجومرج و تصادف نیست، بلکه پاسخی دقیق و بیچونوچرا به «امر» یا فرمان ازلی است. این تصویر، جهان را نه مجموعهای از نیروهای کور، بلکه نظامی پویا و مطیع معرفی میکند که هر ذرهٔ آن، از بزرگترین اجرام آسمانی تا کوچکترین کف روی آب، در حال اجرای فرمانی الهی است. این نگاه، طبیعت را به آینهای برای مشاهدهٔ قدرت خداوند تبدیل میکند.
- خروش
- فریاد، غوغا، صدای بلند و مهیب
- بجوش
- در حال جوشیدن، در تلاطم
- امرش
- فرمان او (منظور فرمان الهی است)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.