قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۲۲
M6:922 — اختران چشم و گوش و هوش ما / شب کجااند و به بیداری کجا
M6:922
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
حواس و قوای ادراکی ما نیز مانند ستارگان آسمان، دائماً در حال تغییر و دگرگونی هستند و در هر حالتی، مانند خواب یا بیداری، وضعیت متفاوتی دارند.
مولانا در این بخش از مثنوی، ناپایداری و بیقراری تمام اجزای عالم هستی را نشانهای از تسلیم آنها در برابر فرمان الهی میداند. او پس از توصیف گردش افلاک و ستارگان، به عالم درون انسان میپردازد و قیاسی زیبا میآفریند.
همانطور که ستارگان آسمان (اختران چرخ) دائماً در حرکتاند و جایگاهشان ثابت نیست، «ستارگان وجود ما» نیز چنیناند. این ستارگان درونی، حواس ما (چشم و گوش) و قوای عقلی ما (هوش) هستند. مولانا با یک پرسش بلاغی، این بیثباتی را به تصویر میکشد: وضعیت این حواس در عالم خواب و رؤیا کجا و در حالت بیداری کجا؟ در خواب، چشم ظاهری بسته است اما چشم دیگری میبیند؛ گوش نمیشنود اما اصواتی درک میشود و هوش به گونهای دیگر فعال است. این دگرگونی دائمی نشان میدهد که حواس ما نیز ابزارهایی متغیر و غیرقابل اتکا هستند که در هر لحظه، تحت تأثیر حالی متفاوت قرار میگیرند.
این بیت تأکیدی است بر اینکه انسان، به عنوان جزئی از این کلِ در حرکت، نباید به ثبات و قرار دل ببندد، بلکه باید خود را به جریان ارادهٔ الهی بسپارد که همه چیز، از بزرگترین اجرام آسمانی تا ظریفترین قوای ادراکی ما را، در قبضهٔ قدرت خود دارد.
- اختران
- ستارگان، کنایه از حواس و قوای ادراکی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.