قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۲۳

M6:923 — گاه در سعد و وصال و دلخوشی / گاه در نحس فراق و بیهشی

گاه در سعد و وصال و دلخوشیگاه در نحس فراق و بیهشی
گاهی در خوشبختی و وصال و شادمانی به سر می‌بریم،و گاهی در شوربختی و جدایی و بی‌خودی غوطه‌وریم.
این بیت به نوسان احوال انسان اشاره دارد که همچون ستارگان، گاهی در اوج خوشبختی و وصل است و گاهی در حضیض جدایی و رنج قرار می‌گیرد.

M6:923

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.