قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۲۵
M6:925 — گه بهار و صیف همچون شهد و شیر / گه سیاستگاه برف و زمهریر
M6:925
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت میگوید که تمام پدیدههای عالم، از جمله حواس و احوال درونی ما، پیوسته در حال دگرگونی هستند و به فرمان الهی، گاهی در شرایطی دلپذیر و گاه در وضعیتی سخت و ناگوار قرار میگیرند.
این بیت در ادامهٔ توصیف تسلیم بودن تمام اجزای هستی در برابر فرمان الهی آمده است. مولانا پس از اشاره به گردش سیارات و ستارگان و تأثیر آنها بر احوال ما که گاهی «سعد» و خوشایند و گاهی «نحس» و ناخوشایند است (گاه در سعد و وصال و دلخوشی / گاه در نحس فراق و بیهشی)، این دگرگونی را به تغییر فصول تشبیه میکند.
همانطور که جهان طبیعت گاهی در وضعیت بهار و تابستان (صیف) قرار میگیرد که همچون «شهد و شیر» شیرین، مطبوع و پربرکت است، گاهی نیز به «سیاستگاه» یا محل مجازات و تأدیب تبدیل میشود که در آن «برف و زمهریر» (سرمای کشنده) حاکم است. این تصویرسازی صرفاً به طبیعت بیرون محدود نمیشود، بلکه به احوال درونی انسان نیز اشاره دارد. حالات روحی ما نیز مانند فصول در نوسان است؛ گاهی سرشار از شادی و آرامشیم و گاهی درگیر سختی و رنج.
نکتهٔ اصلی این است که تمام این تغییرات، چه خوشایند و چه ناخوشایند، جزئی از نظم کلی و حکمت الهی است. همانطور که کل کائنات مانند گویی در برابر چوگان ارادهٔ حق تسلیماند (چونک کلیات پیش او چو گوست)، انسان نیز به عنوان جزئی از این کل، باید در برابر این تقدیر و دگرگونیها صبور و تسلیم باشد.
- صیف
- تابستان
- سیاستگاه
- محل مجازات، تأدیبگاه
- زمهریر
- سرمای بسیار شدید، یخبندان
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.