قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۲۷
M6:927 — تو که یک جزوی دلا زین صدهزار / چون نباشی پیش حکمش بیقرار
M6:927
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ای انسان، تو که ذرهای ناچیز در این جهان پهناور و شکوهمند هستی، چرا در برابر اراده و فرمان خداوند که بر تمام کائنات حاکم است، تسلیم و بیقرار نباشی؟
مولانا در این بیت، پس از توصیف انقیاد و فرمانبرداری مطلق تمام اجزای بزرگ عالم هستی - از خورشید و ماه و ستارگان گرفته تا فصلها و ابرها - روی سخن را به انسان میکند. او به دل یا جان آدمی نهیب میزند که وقتی «کلیات» و پدیدههای عظیم اینچنین در برابر ارادهٔ الهی مانند گوی در دست چوگانباز تسلیم هستند، تو که فقط «جزئی» کوچک از این مجموعهٔ بیکرانی، چگونه میتوانی از این قانون کلی مستثنا باشی و در برابر حکم او آرام و قرار داشته باشی؟
واژهٔ «بیقرار» در اینجا معنایی دوگانه و عمیق دارد. از یک سو به معنای اضطراب و بیاختیاری در برابر قدرتی قاهر است، همانطور که در بیت بعد انسان را به ستوری در دست صاحبش تشبیه میکند. از سوی دیگر، این بیقراری میتواند ناشی از شوق و عشق به آن فرمانده باشد؛ بیقراری برای یکی شدن با ارادهٔ کل و رهایی از ارادهٔ محدود و شخصی. مولانا انسان را دعوت میکند تا جایگاه حقیقی خود را درک کند: ذرهای در اقیانوس هستی که تنها راه رسیدن به آرامش حقیقیاش، تسلیم شدن به امواج ارادهٔ الهی است.
- دلا
- ای دل، خطاب به نفس و جان انسان
- زین
- مخفف «از این»
- صدهزار
- کنایه از کثرت و بیشماری موجودات و پدیدههای عالم
- حکمش
- فرمان و ارادهٔ او (خداوند)
- بیقرار
- ناآرام، مضطرب، تسلیم و بیاختیار
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.