قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۲۷

M6:927 — تو که یک جزوی دلا زین صدهزار / چون نباشی پیش حکمش بی‌قرار

تو که یک جزوی دلا زین صدهزارچون نباشی پیش حکمش بی‌قرار
ای دل، تو که فقط جزئی کوچک از این صدها هزار آفریده‌ای،چگونه در برابر فرمان او تسلیم و بی‌اختیار نباشی؟
ای انسان، تو که ذره‌ای ناچیز در این جهان پهناور و شکوهمند هستی، چرا در برابر اراده و فرمان خداوند که بر تمام کائنات حاکم است، تسلیم و بی‌قرار نباشی؟

M6:927

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.