قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۲۸

M6:928 — چون ستوری باش در حکم امیر / گه در آخر حبس گاهی در مسیر

چون ستوری باش در حکم امیرگه در آخر حبس گاهی در مسیر
همچون چارپایی در اختیار صاحب خود باش؛که گاهی در آخور زندانی است و گاهی در راه.
در برابر فرمان پروردگار، مانند چارپایی تسلیم صاحبش باش که هر حالتی را، چه در حبس و سختی و چه در حرکت و آسایش، بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد.

M6:928

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.