قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی› بیت ۹۲۸
M6:928 — چون ستوری باش در حکم امیر / گه در آخر حبس گاهی در مسیر
M6:928
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
در برابر فرمان پروردگار، مانند چارپایی تسلیم صاحبش باش که هر حالتی را، چه در حبس و سختی و چه در حرکت و آسایش، بیچونوچرا میپذیرد.
مولانا در این بیت، انسان را به تسلیم محض در برابر ارادهٔ الهی دعوت میکند. او از تمثیل یک «ستور» (چارپا) و «امیر» (صاحب) آن استفاده میکند تا این مفهوم را روشن سازد. همانطور که یک حیوان کاملاً تحت فرمان صاحب خویش است و بیهیچ اعتراضی گاه در طویله (آخر) حبس میشود و گاه به راه و سفر (مسیر) برده میشود، سالک نیز باید در برابر تقدیر الهی چنین حالتی داشته باشد.
این بیت در ادامهٔ ابیاتی است که در آنها مولانا به حرکت جبری ستارگان، تغییر فصول و تسلیم بودن کلیات عالم در برابر قدرت خداوند اشاره میکند. او نتیجه میگیرد که اگر تمام کائنات مانند گویی در برابر چوگان ارادهٔ الهی قرار دارند، تو که جزئی کوچک از این مجموعه هستی، چرا نباید در برابر حکم او تسلیم و بیقرار باشی؟
نکتهٔ اصلی در این بیت، پذیرش هر دو حالت «قبض» (گرفتگی و سختی، مانند حبس در آخر) و «بسط» (گشایش و حرکت، مانند بودن در مسیر) است. از دیدگاه عرفانی، هر دو حالت از جانب یک منبع واحد، یعنی خداوند، صادر میشود و سالک حقیقی کسی است که در هر وضعیتی، رضا و تسلیم خود را حفظ کند و چون و چرا نکند.
- ستور
- چارپا، حیوان اهلی بارکش مانند اسب و الاغ
- امیر
- فرمانروا، صاحب، مالک
- آخر
- آخور، طویله، محل نگهداری چارپایان
- مسیر
- راه، در حال حرکت و سفر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.