دیوان شمس› غزل ۱۰۵۵› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۵۵
- خود لنگر ما گسست کلی هر لوح جدا ز لوح دیگر
G1055:8
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 انجیرفروش را چه بهتر·انجیرفروشی ای برادر
- 2 سرمست زییم مست میریم·هم مست دوان دوان به محشر
- 3 گر خاک شویم وگر بریزیم·ساقی با ماست بنده پرور
- 4 خاکش خوش باد کوست عاشق·خاکش ز شراب جان مخمر
- 5 آن خاک شکوفه کرد یعنی·مستیم از این سر و از آن سر
- 6 مهتر چو خراب گشت و خوش شد·خاکست خرابتر ز مهتر
- 7 خاکی گشتی چو مست گشتی·ملاح تو برکشید لنگر
- 8 خود لنگر ما گسست کلی·هر لوح جدا ز لوح دیگر
- 9 از بند و ز غرقه بازرستند·هر تخته کشتی است رهبر
- 10 چون خوش نبود چنین خرابی·بگشای دو چشم عقل و بنگر
ganjoor: sh1055 · public domain