دیوان شمس› غزل ۱۰۶۶› بیت ۹ → قبلی
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۶۶
- جسم خاک از شمس تبریزی چو کلی کیمیاست تابش آن کیمیا را بر مسِ ایشان گمار
G1066:9
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار·روحبخش هر قَران و آفتاب هر دیار
- 2 این جهان و آن جهان هر دو غلام امر تو·گر نخواهی برهمش زن ور همیخواهی بدار
- 3 تابشی از آفتابِ فقر بر هستی بتاب·فارغ آور جملگان را از بهشت و خوفِ نار
- 4 وارهان مر فاخرانِ فقر را از ننگِ جان·در رهِ نقاش بشکن جمله این نقش و نگار
- 5 قهرمانی را که خون صد هزاران ریختهست·ز آتش اقبالِ سرمد دود از جانش برآر
- 6 آن کسی دریابد این اسرارِ لطفت را که او·بیوجود خود برآید محوِ فقر از عینِ کار
- 7 بیکراهت محو گردد جان اگر بیند که او·چون زرِ سرخست خندان دل درونِ آن شرار
- 8 ای که تو از اصلْ کانِ زر و گوهر بودهای·پس تو را از کیمیاهای جهان ننگست و عار
- 9 جسم خاک از شمس تبریزی چو کلی کیمیاست·تابش آن کیمیا را بر مسِ ایشان گمار
ganjoor: sh1066 · public domain