دیوان شمس غزل ۱۰۷۹ بیت ۵ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۷۹

  1. چشم آخُر را ببند و چشم آخِر برگشا آخر هر چیز بنگر تا بگیرد چشم نور

G1079:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور·وز برای جان خود که می‌دهی وانگه به زور
  2. 2 می‌ستانی از خسان تا وادهی ده چارده·در هوای شاهدی و لقمه‌ای ای بی‌حضور
  3. 3 آن سبدکش می‌کشد آن لقمه‌ها را تون به تون·می‌دواند مرده کش مر شاهدت را گور گور
  4. 4 لقمه‌ات مردار آمد شاهدت هم مرده‌ای·در میان این دو مرده چون نمی‌باشی نَفور ؟
  5. 5 چشم آخُر را ببند و چشم آخِر برگشا·آخر هر چیز بنگر تا بگیرد چشم نور

ganjoor: sh1079 · public domain