دیوان شمس غزل ۱۱۱۷ بیت ۱۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۱۷

  1. جانیست خوش برون شده از صد هزار پوست در چاربالش ابد او راست کار و بار

G1117:12

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار·جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
  2. 2 هر دم ز پرتو نظر او به سوی دل·حوریست بر یمین و نگاریست بر یسار
  3. 3 هر صبحدم که دام شب و روز بردریم·از دوست بوسه‌ای و ز ما سجده صد هزار
  4. 4 امسال حلقه ایست ز سودای عاشقان·گر نیست بازگشت در این عشق عمر پار
  5. 5 بنواز چنگ عشق تو به نغمات لم یزل·کز چنگ‌های عشق تو جانست تار تار
  6. 6 اندر هوای عشق تو از تابش حیات·بگرفته بیخ‌های درخت و دهد ثمار
  7. 7 غوطی بخورد جان به تک بحر و شد گهر·این بحر و این گهر ز پی لعل توست زار
  8. 8 از نغمه‌های طوطی شکرستان توست·در رقص شاخ بید و دو دستک زنان چنار
  9. 9 از بعد ماجرای صفا صوفیان عشق·گیرند یک دگر را چون مستیان کنار
  10. 10 مستانه جان برون جهد از وحدت الست·چون سیل سوی بحر نه آرام و نه قرار
  11. 11 جزوی چو تیر جسته ز قبضه کمان کل·او را نشانه نیست به جز کل و نی گذار
  12. 12 جانیست خوش برون شده از صد هزار پوست·در چاربالش ابد او راست کار و بار
  13. 13 جان‌های صادقان همه در وی زنند چنگ·تا بانوا شوند از آن جان نامدار
  14. 14 جان‌ها گرفته دامنش از عشق و او چو قطب·بگرفته دامن ازل محض مردوار
  15. 15 تبریز رو دلا و ز شمس حق این بپرس·تا بر براق سر معانی شوی سوار

ganjoor: sh1117 · public domain