دیوان شمس› غزل ۱۱۱۸› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۱۸
- ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق من در جهان فکنده که ای یار یار یار
G1118:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 میر شکار من که مرا کردهای شکار·بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
- 2 دلدار من توی سر بازار من توی·این جمله جور بر من مسکین روا مدار
- 3 ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق·من در جهان فکنده که ای یار یار یار
- 4 درده از آن شراب که اول بدادهای·زان چشمهای مست تو بشکن مرا خمار
- 5 از آسمان فرست شرابی کز آن شراب·اندر زمین نماند یک عقل هوشیار
- 6 روزی هزار کار برآری به یک نظر·آخر یکی نظر کن و این کار را برآر
ganjoor: sh1118 · public domain