دیوان شمس غزل ۱۱۸۶ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۸۶

  1. اگر خواهی که تو دیوانه گردی مثال نقش من بر جامه بردوز

G1186:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چنان مستم چنان مستم من امروز·که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز
  2. 2 به هر ره راهبر هشیار باید·در این ره نیست جز مجنون قلاوز
  3. 3 اگر زنده‌ست آن مجنون بیا گو·ز من مجنونی نادر بیاموز
  4. 4 اگر خواهی که تو دیوانه گردی·مثال نقش من بر جامه بردوز
  5. 5 خلیل آن روز با آتش همی‌گفت·اگر مویی ز من باقیست درسوز
  6. 6 بدو می‌گفت آن آتش که ای شه·به پیشت من بمیرم تو برافروز
  7. 7 بهشت و دوزخ آمد دو غلامت·تو از غیر خدا محفوظ و محروز
  8. 8 پیاپی می‌ستان از حق شرابی·ندارد غیر عاشق اندر آن پوز
  9. 9 بده صحت به بیماران عالم·که در صحت نه معلومی نه مهموز
  10. 10 چو ناگفته به پیش روح پیداست·چو پوشیده شود بر روح مرموز
  11. 11 خمش کن از خصال شمس تبریز·همان بهتر که باشد گنج مکنوز

ganjoor: sh1186 · public domain