دیوان شمس غزل ۱۱۹۴ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹۴

  1. دعوت حق نشنوی آنگه دعاها می‌کنی شرم بادت ای برادر زین دعای بی‌نماز

G1194:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز·گرچه صد ره مات گشتی مهره دیگر بباز
  2. 2 گرچه چون تاری ز زخمش زخمه دیگر بزن·بازگرد ای مرغ گرچه خسته‌ای از چنگ باز
  3. 3 چند خانه گم کنی و یاوه گردی گرد شهر·ور ز شهری نیز یاوه با قلاوزی بساز
  4. 4 اسب چوبین برتراشیدی که این اسب منست·گر نه چوبینست اسبت خواجه یک منزل بتاز
  5. 5 دعوت حق نشنوی آنگه دعاها می‌کنی·شرم بادت ای برادر زین دعای بی‌نماز
  6. 6 سر به سر راضی نه‌ای که سر بری از تیغ حق·کی دهد بو همچو عنبر چونک سیری و پیاز
  7. 7 گر نیازت را پذیرد شمس تبریزی ز لطف·بعد از آن بر عرش نه تو چاربالش بهر ناز

ganjoor: sh1194 · public domain