دیوان شمس غزل ۱۲۰۸ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۰۸

  1. گوهر اشکم نگر از رشک عشق وز صفا و موج آن دریا مپرس

G1208:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس·آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس
  2. 2 زیر و بالا از رخش پرنور بین·ز اهتزاز آن قد و بالا مپرس
  3. 3 گوهر اشکم نگر از رشک عشق·وز صفا و موج آن دریا مپرس
  4. 4 در میان خون ما پا درمنه·هیچم از صفرا و از سودا مپرس
  5. 5 خون دل می‌بین و با کس دم مزن·وز نگار شنگ سرغوغا مپرس
  6. 6 صد هزاران مرغ دل پرکنده بین·تو ز کوه قاف و از عنقا مپرس
  7. 7 صد قیامت در بلای عشق اوست·درنگر امروز و از فردا مپرس
  8. 8 ای خیال اندیش دوری سخت دور·سر او از طبع کارافزا مپرس
  9. 9 چند پرسی شمس تبریزی کی بود·چشم جیحون بین و از دریا مپرس

ganjoor: sh1208 · public domain