دیوان شمس غزل ۱۲۳۲ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۳۲

  1. آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد بی‌دست برد چوگان هر گوی ز میدانش

G1232:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش·با زهره درآ گویان در حلقه مستانش
  2. 2 هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم·وان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش
  3. 3 می‌گو سخنش بسته در گوش دل آهسته·تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش
  4. 4 یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه·آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش
  5. 5 آن جا که عنایت‌ها بخشید ولایت‌ها·آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود دانش
  6. 6 آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد·بی‌دست برد چوگان هر گوی ز میدانش
  7. 7 شمس الحق تبریزی کو هر دل بی‌دل را·می‌آرد و می‌آرد تا حضرت سلطانش

ganjoor: sh1232 · public domain