دیوان شمس غزل ۱۲۸۲ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۸۲

  1. میا به پیش ز درش ببین که می‌ترسم ز شعله‌ها که بسوزی ز سوز اسرارش

G1282:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 تمام اوست که فانی شدست آثارش·به دوستگانی اول تمام شد کارش
  2. 2 مرا دلیست خراب خراب در ره عشق·خراب کرده خراباتیی به یک بارش
  3. 3 بگو به عشق بیا گر فتاده می‌خواهی·چنان فتاد که خواهی بیا و بردارش
  4. 4 میا به پیش ز درش ببین که می‌ترسم·ز شعله‌ها که بسوزی ز سوز اسرارش
  5. 5 وگر بگیردت آتش به سوی چشم من آ·که سیل سیل روانست اشک دربارش
  6. 6 حدیث موسی و سنگ و عصا و چشمه آب·ز اشک بنده ببینی به وقت رفتارش
  7. 7 برآر بانگ و بگو هر کجا که بیماریست·صلای صحت و دولت ز چشم بیمارش
  8. 8 برآ به کوه و بگو هر کجا که خفته دلیست·صلای بینش و دانش ز بخت بیدارش
  9. 9 که نور من شرح الله صدره شمعیست·که در دو کون نگنجد فروغ انوارش

ganjoor: sh1282 · public domain