دیوان شمس› غزل ۱۲۹۷› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۹۷
- چو دریاییست او پرکار و بیکار از او گیرند و او ز ایثار فارغ
G1297:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 مدارم یک زمان از کار فارغ·که گردد آدمی غمخوار فارغ
- 2 چو فارغ شد غم او را سخره گیرد·مبادا هیچ کس ای یار فارغ
- 3 قلندر گرچه فارغ مینماید·ولیکن نیست در اسرار فارغ
- 4 ز اول میکشد او خار بسیار·همه گل گشت و گشت از خار فارغ
- 5 چو موری دانهها انبار میکرد·سلیمان شد شد از انبار فارغ
- 6 چو دریاییست او پرکار و بیکار·از او گیرند و او ز ایثار فارغ
- 7 قلندر هست در کشتی نشسته·روان در را و از رفتار فارغ
- 8 در این حیرت بسی بینی در این راه·ز کشتی و ز دریابار فارغ
- 9 به یاد بحر مست از وهم کشتی·نشسته احمقی بسیار فارغ
ganjoor: sh1297 · public domain