دیوان شمس› غزل ۱۳۰۵› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۰۵
- گفتم گل را که خار کیست ز پیشش بران گفت بسی کرد او گرد عذارم طواف
G1305:8
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 کعبه جانها توی گرد تو آرم طواف·جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف
- 2 پیشه ندارم جز این کار ندارم جز این·چون فلکم روز و شب پیشه و کارم طواف
- 3 بهتر از این یار کیست خوشتر از این کار چیست·پیش بت من سجود گرد نگارم طواف
- 4 رخت کشیدم به حج تا کنم آن جا قرار·برد عرب رخت من برد قرارم طواف
- 5 تشنه چه بیند به خواب چشمه و حوض و سبو·تشنه وصل توام کی بگذارم طواف
- 6 چونک برآرم سجود بازرهم از وجود·کعبه شفیعم شود چونک گزارم طواف
- 7 حاجی عاقل طواف چند کند هفت هفت·حاجی دیوانهام من نشمارم طواف
- 8 گفتم گل را که خار کیست ز پیشش بران·گفت بسی کرد او گرد عذارم طواف
- 9 گفت به آتش هوا دود نه درخورد توست·گفت بهل تا کند گرد شرارم طواف
- 10 عشق مرا میستود کو همه شب همچو ماه·بر سر و رو میکند گرد غبارم طواف
- 11 همچو فلک میکند بر سر خاکم سجود·همچو قدح میکند گرد خمارم طواف
- 12 خواجه عجب نیست اینک من بدوم پیش صید·طرفه که بر گرد من کرد شکارم طواف
- 13 چار طبیعت چو چار گردن حمال دان·همچو جنازه مبا بر سر چارم طواف
- 14 هست اثرهای یار در دمن این دیار·ور نه نبودی بر این تیره دیارم طواف
- 15 عاشق مات ویم تا ببرد رخت من·ور نه نبودی چنین گرد قمارم طواف
- 16 سرو بلندم که من سبز و خوشم در خزان·نی چو حشیشم بود گرد بهارم طواف
- 17 از سپه رشک ما تیر قضا میرسد·تا نکنی بیسپر گرد حصارم طواف
- 18 خشت وجود مرا خرد کن ای غم چو گرد·تا که کنم همچو گرد گرد سوارم طواف
- 19 بس کن و چون ماهیان باش خموش اندر آب·تا نه چو تابه شود بر سر نارم طواف
ganjoor: sh1305 · public domain