دیوان شمس› غزل ۱۳۰۷› بیت ۱۸ → قبلی
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۰۷
- بس کن که عنایتش بسنده است برهان و سخن گزار عاشق
G1307:18
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ای مونس و غمگسار عاشق·وی چشم و چراغ و یار عاشق
- 2 ای داروی فربهی و صحت·از بهر تن نزار عاشق
- 3 ای رحمت و پادشاهی تو·بربوده دل و قرار عاشق
- 4 ای کرده خیال را رسولی·در واسطه یادگار عاشق
- 5 آن را که به خویش بار ندهی·کی بیند کار و بار عاشق
- 6 از جذب و کشیدن تو باشد·آن ناله زار زار عاشق
- 7 تعلیم و اشارت تو باشد·آن حیله گری و کار عاشق
- 8 از راه نمودن تو باشد·آن رفتن راهوار عاشق
- 9 ای بند تو دلگشای عاشق·وی پند تو گوشوار عاشق
- 10 دیرست که خواب شب نمانده است·در دیده شرمسار عاشق
- 11 دیرست که اشتها برفتست·از معده لقمه خوار عاشق
- 12 دیرست که زعفران برستست·از چهره لاله زار عاشق
- 13 دیرست کز آبهای دیده·دریا کردی کنار عاشق
- 14 زینها چه زیانش چون تو باشی·چاره گر و غمگسار عاشق
- 15 صد گنج فروشیش به دانگی·وان دانگ کنی نثار عاشق
- 16 ای لاف ابیت عند ربی·آرایش و افتخار عاشق
- 17 لو لاک لما خلقت الافلاک·نه چرخ به اختیار عاشق
- 18 بس کن که عنایتش بسنده است·برهان و سخن گزار عاشق
ganjoor: sh1307 · public domain