دیوان شمس› غزل ۱۳۵۴› بیت ۱۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۵۴
- همه چو کوس و چو طبلیم دل تهی پیشت برآوریم فغان چون زنی تو زخم دوال
G1354:13
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال·هزار عاشق اگر مرد خون مات حلال
- 2 به یک دمم بفروزی به یک دمم بکشی·چو آتشیم به پیش تو ای لطیف خصال
- 3 دل آب و قالب کوزهست و خوف بر کوزه·چو آب رفت به اصلش شکسته گیر سفال
- 4 تو را چگونه فریبم چه در جوال کنم·که اصل مکر توی و چراغ هر محتال
- 5 تو در جوال نگنجی و دام را بدری·که دیده است که شیری رود درون جوال
- 6 نه گربهای که روی در جوال و بسته شوی·که شیر پیش تو بر ریگ میزند دنبال
- 7 هزار صورت زیبا بروید از دل و جان·چو ابر عشق تو بارید در بیامثال
- 8 مثال آنک ببارد ز آسمان باران·چو قبه قبه شود جوی و حوض و آب زلال
- 9 چه قبه قبه کز آن قبهها برون آیند·گل و بنفشه و نسرین و سنبل چو هلال
- 10 بگویمت که از اینها کیان برون آیند·شنودم از تکشان بانگ ژغژغ خلخال
- 11 ردای احمد مرسل بگیر ای عاشق·صلای عشق شنو هر دم از روان بلال
- 12 بهل مرا که بگوییم عجایبت ای عشق·دری گشایم در غیب خلق را ز مقال
- 13 همه چو کوس و چو طبلیم دل تهی پیشت·برآوریم فغان چون زنی تو زخم دوال
- 14 چگونه طبل نپرد بپر کَرَّمنا·که باشدش چو تو سلطان زننده و طبال
- 15 خود آفتاب جهانی تو شمس تبریزی·ولی مدام نه آن شمس کو رسد به زوال
ganjoor: sh1354 · public domain