دیوان شمس غزل ۱۴۴۶ بیت ۱۱ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۴۶

  1. ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم

G1446:11

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم·بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
  2. 2 در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی·زان شد که تو می‌دانی آهسته که سرمستم
  3. 3 پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم·ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
  4. 4 ساقی می جانان بگذر ز گران جانان·دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
  5. 5 رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی·در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم
  6. 6 ای می بترم از تو من باده ترم از تو·پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم
  7. 7 از باده جوشانم وز خرقه فروشانم·از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم
  8. 8 تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم·خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
  9. 9 هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم·نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
  10. 10 در مذهب بی‌کیشان بیگانگی خویشان·باد است بر ایشان آهسته که سرمستم
  11. 11 ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان·احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم

ganjoor: sh1446 · public domain