دیوان شمس› غزل ۱۴۶۱› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۶۱
- ای از رخ شاه جان صد بیذق را سلطان بر اسب نشین ای جان تا غاشیه برگیرم
G1461:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم·تو تلخ مشو با من تا تنگ شکر گیرم
- 2 بیرنگ فرورفتم در عشق تو ای دلبر·برکش تو از این خنبم تا رنگ دگر گیرم
- 3 دلتنگتر از میمم چون در طمع و بیمم·من قرص به دو نیمم چون شکل قمر گیرم
- 4 ای از رخ شاه جان صد بیذق را سلطان·بر اسب نشین ای جان تا غاشیه برگیرم
- 5 وز باد لجاج خود وز غصه نیک و بد·هر چند بدم در خود والله که بتر گیرم
- 6 امنی است مرا از تو امنم توی ای مه رو·یا امن دهم زین سو یا راه خطر گیرم
- 7 چون سرو خمید از من گلزار چرید از من·ایمان چو رمید از من ترسم که کفر گیرم
- 8 تو غمزه غمازی از تیر سپر سازی·چون تیر تو اندازی پس من چه سپر گیرم
- 9 زیر و زبر عشقم شمس الحق تبریز است·جان را ز پی عشقش من زیر و زبر گیرم
ganjoor: sh1461 · public domain