دیوان شمس غزل ۱۴۶۸ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۶۸

  1. از باده و باد تو، چون موج شده این دل در مستی و پستی خوش، در رفعت و بالا هم

G1468:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم·از تو شکرافشانم، این جا هم و آن جا هم
  2. 2 دل بادهٔ تو خورده، وز خانه سفر کرده·ما بی‌دل و دل با تو، با ما هم و بی‌ما هم
  3. 3 ای دل که روانی تو، آن سوی که دانی تو·خدمت برسان از ما، آن جا و مُوصی هم
  4. 4 ما منتظر وقت و دل ناظر تو دائم·در حالت آرامش، در شورش و غوغا هم
  5. 5 از باده و باد تو، چون موج شده این دل·در مستی و پستی خوش، در رفعت و بالا هم
  6. 6 ابر خوش لطف تو، با جان و روان ما·در خاک اثر کرده، در صخره و خارا هم
  7. 7 با تو پس از این عالم، بی‌نقش بنی‌آدم·خوش خلوت جان باشد، آمیزش جان‌ها هم
  8. 8 زآن غمزهٔ مست تو، زآن جادو و جادوخو·خیره شده هر دیده، نادان هم و دانا هم
  9. 9 من ننگ نمی‌دارم، مجنونم و می دانی·هم عِرق جنون دارم، از مایه و سودا هم
  10. 10 از آتش و آب او، ای جسته نشان، بنگر·در آب دو چشم ما، در زردی سیما هم
  11. 11 در عالم آب و گِل، در پردهٔ جان و دل·هم ایمنی از عشقت، وین فتنه و غوغا هم
  12. 12 زان طرهٔ روحانی، زان سلسلهٔ جانی·زُنار تو بر بسته، هم مؤمن و ترسا هم

ganjoor: sh1468 · public domain