دیوان شمس غزل ۱۴۷۴ بیت ۸ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۷۴

  1. مپندار که این نیز هَلیله‌ست و بَلیله‌ست که این شُهره عَقاقیر ز فردوس کشیدیم

G1474:8

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم·بسی علّتیان را ز غم بازخریدیم
  2. 2 سَبَل‌های کَهُن را، غم بی‌سر و بُن را·ز رگ‌هاش و ز پی‌هاش به چنگاله کشیدیم
  3. 3 طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم·بسی مُرده گرفتیم در او روح دمیدیم
  4. 4 بپرسید از آن‌ها که دیدند نشان‌ها·که تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم
  5. 5 رسیدند طبیبان، ز ره دور غریبان·غریبانه نمودند دواها که ندیدیم
  6. 6 سرِ غصهّ بکوبیم، غم از خانه بروبیم·همه شاهد و خوبیم همه چون مَهِ عیدیم
  7. 7 طبیبانِ الهیم ز کس مزد نخواهیم·که ما پاک‌روانیم نه طمّاع و پلیدیم
  8. 8 مپندار که این نیز هَلیله‌ست و بَلیله‌ست·که این شُهره عَقاقیر ز فردوس کشیدیم
  9. 9 حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم·که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم
  10. 10 دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند·دگر لاف مپرّان که ما بازپریدیم

ganjoor: sh1474 · public domain