دیوان شمس› غزل ۱۵۰۰› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۰۰
- زمین ار خورده بودی فارغستی از آنک ابر تر بارد بر او نم
G1500:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چنان مست است از آن دم جان آدم·که نشناسد از آن دم جان آدم
- 2 ز شور اوست چندین جوش دریا·ز سرمستی او مست است عالم
- 3 زهی سرده که گردن زد اجل را·که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
- 4 شراب حق حلال اندر حلال است·می خنب خدا نبود محرم
- 5 از این باده جوان گر خورده بودی·نبودی پشت پیر چرخ را خم
- 6 زمین ار خورده بودی فارغستی·از آنک ابر تر بارد بر او نم
- 7 دل محرم بیان این بگفتی·اگر بودی به عالم نیم محرم
- 8 ز آب و گل برون بردی شما را·اگر بودی شما را پای محکم
- 9 رسید این عشق تا پای شما را·کند محکم ز هر سستی مسلم
- 10 بگو باقی تو شمس الدین تبریز·که بر تو ختم شد والله اعلم
ganjoor: sh1500 · public domain