دیوان شمس غزل ۱۵۳۲ بیت ۱۰ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۳۲

  1. کمینه چشمه‌اش چشمی است روشن که ما از نور او صد فر بگیریم

G1532:10

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بیا تا عاشقی از سر بگیریم·جهان خاک را در زر بگیریم
  2. 2 بیا تا نوبهار عشق باشیم·نسیم از مشک و از عنبر بگیریم
  3. 3 زمین و کوه و دشت و باغ و جان را·همه در حله اخضر بگیریم
  4. 4 دکان نعمت از باطن گشاییم·چنین خو از درخت تر بگیریم
  5. 5 ز سر خوردن درخت این برگ و بر یافت·ز سر خویش برگ و بر بگیریم
  6. 6 ز دل ره برده‌اند ایشان به دلبر·ز دل ما هم ره دلبر بگیریم
  7. 7 مسلمانی بیاموزیم از وی·اگر آن طره کافر بگیریم
  8. 8 دلی دارد غمش چون سنگ مرمر·از آن مرمر دو صد گوهر بگیریم
  9. 9 چو جوشد سنگ او هفتاد چشمه·سبو و کوزه و ساغر بگیریم
  10. 10 کمینه چشمه‌اش چشمی است روشن·که ما از نور او صد فر بگیریم

ganjoor: sh1532 · public domain