دیوان شمس غزل ۱۵۴۰ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۰

  1. چو گلشن بی‌لب و دندان بخندیم چو فکرت بی‌لب و دندان بگوییم

G1540:2

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بیا با هم سخن از جان بگوییم·ز گوش و چشم‌ها پنهان بگوییم
  2. 2 چو گلشن بی‌لب و دندان بخندیم·چو فکرت بی‌لب و دندان بگوییم
  3. 3 به سان عقل اول سر عالم·دهان بربسته تا پایان بگوییم
  4. 4 سخندانان چو مشرف بر دهانند·برون از خرگه ایشان بگوییم
  5. 5 کسی با خود سخن پیدا نگوید·اگر جمله یکیم آن سان بگوییم
  6. 6 تو با دست تو چون گویی که برگیر·چو همدستیم از آن دستان بگوییم
  7. 7 بداند دست و پا از جنبش دل·دهان ساکن دل جنبان بگوییم
  8. 8 بداند ذره ذره امر تقدیر·اگر خواهی مثال آن بگوییم

ganjoor: sh1540 · public domain