دیوان شمس› غزل ۱۵۴۲› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۲
- زهی سر ده که سر ببریده جلاد که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
G1542:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چنان مستم چنان مستم من این دم·که حوا را بنشناسم ز آدم
- 2 ز شور من بشوریدهست دریا·ز سرمستی من مست است عالم
- 3 زهی سر ده که سر ببریده جلاد·که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
- 4 حلال اندر حلال اندر حلال است·می خنب خدا نبود مُحرّم
- 5 از این باده جوان گر خورده بودی·نبودی پشت پیر چرخ را خم
- 6 زمین ار خورده بودی فارغستی·از آن که ابر تر بارد بر او نم
- 7 دل بیعقل شرح این بگفتی·اگر بودی به عالم نیم مَحرَم
- 8 ز آب و گل برون بردی شما را·اگر بودی شما را پای محکم
ganjoor: sh1542 · public domain