دیوان شمس غزل ۱۵۹ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۹

  1. گر ز آب لطف تو نم یافتی گلزارها کس ندیدی خالی از گل سال‌ها گلزار را

G159:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را·داد گلزار جمالت جان شیرین خار را
  2. 2 ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو·در سجودافتادگان و منتظر مر بار را
  3. 3 عقل از عقلی رود هم روح روحی گم کند·چونک طنبوری ز عشقت برنوازد تار را
  4. 4 گر ز آب لطف تو نم یافتی گلزارها·کس ندیدی خالی از گل سال‌ها گلزار را
  5. 5 محو می‌گردد دلم در پرتو دلدار من·می‌نتانم فرق کردن از دلم دلدار را
  6. 6 دایما فخرست جان را از هوای او چنان·کو ز مستی می‌نداند فخر را و عار را
  7. 7 هست غاری جان رهبانان عشقت معتکف·کرده رهبان مبارک پر ز نور این غار را
  8. 8 گر شود عالم چو قیر از غصه هجران تو·نخوتی دارد که اندرننگرد مر قار را
  9. 9 چون عصای موسی بود آن وصل اکنون مار شد·ای وصال موسی وش اندرربا این مار را
  10. 10 ای خداوند شمس دین از آتش هجران تو·رشک نور باقی‌ست صد آفرین این نار را

ganjoor: sh159 · public domain