دیوان شمس› غزل ۱۵۹۰› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۹۰
- دل نگیرد هیچ کس را از حیات جان خویش من از این معنی ز صورت یاد نارم لاجرم
G1590:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم·از معانی در معانی تا روم من خوشترم
- 2 در معانی گم شدستم همچنین شیرینتر است·سوی صورت بازنایم در دو عالم ننگرم
- 3 در معانی می گدازم تا شوم همرنگ او·زانک معنی همچو آب و من در او چون شکرم
- 4 دل نگیرد هیچ کس را از حیات جان خویش·من از این معنی ز صورت یاد نارم لاجرم
- 5 می خرامم من به باغ از باغ با روحانیان·چون گل سرخ لطیف و تازه چون نیلوفرم
- 6 کشتی تن را چو موجم تخته تخته بشکنم·خویشتن را بسکلم چون خویشتن را لنگرم
- 7 ور من از سختی دل در کار خود سستی کنم·زود از دریا برآید شعلههای آذرم
- 8 همچو زر خندان خوشم اندر میان آتشش·زانک گر ز آتش برآیم همچو زر من بفسرم
- 9 من ز افسونی چو ماری سر نهادم بر خطش·تا چه افتد ای برادر از خط او بر سرم
- 10 من ز صورت سیر گشتم آمدم سوی صفات·هر صفت گوید درآ این جا که بحر اخضرم
- 11 چون سکندر ملک دارم شمس تبریزی ز لطف·سوی لشکرهای معنی لاجرم سرلشکرم
ganjoor: sh1590 · public domain