دیوان شمس غزل ۱۵۹۹ بیت ۷ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۹۹

  1. چون از این جا نیستم این جا غریبم من غریب چون در این جا بی‌قرارم آخر از جاییستم

G1599:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم·گرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستم
  2. 2 همچو سایه در طوافم گرد نور آفتاب·گه سجودش می کنم گاهی به سر می ایستم
  3. 3 گه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نور·جمله فرعونم چو هستم چون نیم موسیستم
  4. 4 من میان اصبعین حکم حقم چون قلم·در کف موسی عصا گاهی و گه افعیستم
  5. 5 عشق را اندیشه نبود زانک اندیشه عصاست·عقل را باشد عصا یعنی که من اعمیستم
  6. 6 روح موقوف اشارت می بنالد هر دمی·بر سر ره منتظر موقوف یک آریستم
  7. 7 چون از این جا نیستم این جا غریبم من غریب·چون در این جا بی‌قرارم آخر از جاییستم

ganjoor: sh1599 · public domain