دیوان شمس غزل ۱۶۰۶ بیت ۸ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۰۶

  1. به خدا کت نگذارم کم از این نیز نباشد که نهی چهره سرخت نفسی بر رخ زردم

G1606:8

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم·دغل و عشوه که دادی به دل پاک بخوردم
  2. 2 بده امشب هم از آنم نخورم عشوه من امشب·تو گر از عهد بگردی من از آن عهد نگردم
  3. 3 چو همه نور و ضیایی به دل و دیده درآیی·به دم گرم بپرسی چو شنیدی دم سردم
  4. 4 نفسی شاخ نباتم نفسی پیش تو ماتم·چه کنم چاره چه دارم به کفت مهره نردم
  5. 5 چو روی مست و پیاده قدمت را همه فرشم·چو روی راه سواره ز پی اسب تو گردم
  6. 6 مکن ای جان همه ساله تو به فردام حواله·تو مرا گول گرفتی که سلیمم سره مردم
  7. 7 خود اگر گول و سلیمم تو روا داری و شاید·که دل سنگ بسوزد چو شود واقف دردم
  8. 8 به خدا کت نگذارم کم از این نیز نباشد·که نهی چهره سرخت نفسی بر رخ زردم
  9. 9 وگر از لطف درآیی که بر این هم بفزایی·به یکی بوسه ز شادی دو جهان را بنوردم
  10. 10 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن·تو گمان داشتی ای جان که مگر رفتم و مردم

ganjoor: sh1606 · public domain