دیوان شمس غزل ۱۶۰۹ بیت ۱۱ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۰۹

  1. هله شمس الحق تبریز ز فراق تو چنانم که هیاهوی و فغان از سر بازار برآرم

G1609:11

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم·دو جهان را و نهان را همه از کار برآرم
  2. 2 ز پس کوه برآیم علم عشق نمایم·ز دل خاره و مرمر دم اقرار برآرم
  3. 3 ز تک چاه کسی را تو به صد سال برآری·من دیوانه بی‌دل به یکی بار برآرم
  4. 4 چو از آن کوه بلندم کمر عشق ببندم·ز کمرگاه منافق سر زنار برآرم
  5. 5 بر من نیست من و ما عدمم بی‌سر و بی‌پا·سر و دل زان بنهادم که سر از یار برآرم
  6. 6 به تو دیوار نمایم سوی خود در بگشایم·به میان دست نباشد در و دیوار برآرم
  7. 7 تا چه از کار فزایی سر و دستار نمایی·که من از هر سر مویی سر و دستار برآرم
  8. 8 تو ز بی‌گاه چه لنگی ز شب تیره چه ترسی·که من از جانب مغرب مه انوار برآرم
  9. 9 تو ز تاتار هراسی که خدا را نشناسی·که دو صد رایت ایمان سوی تاتار برآرم
  10. 10 هله این لحظه خموشم چو می عشق بنوشم·زره جنگ بپوشم صف پیکار برآرم
  11. 11 هله شمس الحق تبریز ز فراق تو چنانم·که هیاهوی و فغان از سر بازار برآرم

ganjoor: sh1609 · public domain