دیوان شمس› غزل ۱۶۱۹› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۱۹
- به لب شکرفشانت به ضمیر غیب دانت که نه سخره جهانم نه زبون سرخ و زردم
G1619:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم·بشکست جام توبه چو شراب عشق خوردم
- 2 به جمال بینظیرت به شراب شیرگیرت·که به گرد عهد و توبه نروم دگر نگردم
- 3 به لب شکرفشانت به ضمیر غیب دانت·که نه سخره جهانم نه زبون سرخ و زردم
- 4 به رخ چو آفتابت به حلاوت خطابت·که هزارساله ره من ز ورای گرم و سردم
- 5 به هوای همچو رخشت به لوای روح بخشت·که به جز تو کس نداند که کیم چگونه مردم
- 6 به سعادت صباحت به قیامت صبوحت·که سجل آسمان را به فر تو درنوردم
- 7 هله ای شه مخلد تو بگو به ساقی خود·چو کسی ترش درآید دهدش ز درد در دم
- 8 هله تا دوی نباشد کهن و نوی نباشد·که در این مقام عشرت من از آن جمع فردم
- 9 بدهش از آن رحیقی که شود خوشی عشیقی·که ز مستی و خرابی برهد ز عکس و طردم
- 10 نه در او حسد بماند نه غم جسد بماند·خوش و پاک بازآید به سوی بساط نردم
- 11 به صفا مثال زهره به رضا به سان مهره·نه نصیبه جو نه بهره که ببردم و نبردم
- 12 بپریده از زمانه ز هوای دام و دانه·که در این قمارخانه چو گواه بینبردم
- 13 پس از این خموش باشم همه گوش و هوش باشم·که نه بلبلم نه طوطی همه قند و شاخ وردم
ganjoor: sh1619 · public domain