دیوان شمس غزل ۱۶۳۲ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۳۲

  1. آن خیال رخ خوبت که قمر بنده اوست وان خم ابروی مانند هلالت بردیم

G1632:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم·جهت توشه ره ذکر وصالت بردیم
  2. 2 تا که ما را و تو را تذکره‌ای باشد یاد·دل خسته به تو دادیم و خیالت بردیم
  3. 3 آن خیال رخ خوبت که قمر بنده اوست·وان خم ابروی مانند هلالت بردیم
  4. 4 وان شکرخنده خوبت که شکر تشنه اوست·ز شکرخانه مجموع خصالت بردیم
  5. 5 چون کبوتر چو بپریم به تو بازآییم·زانک ما این پر و بال از پر و بالت بردیم
  6. 6 هر کجا پرد فرعی به سوی اصل آید·هر چه داریم همه از عز و جلالت بردیم
  7. 7 شمس تبریز شنو خدمت ما را ز صبا·گر شمال است و صبا هم ز شمالت بردیم

ganjoor: sh1632 · public domain