دیوان شمس› غزل ۱۶۳۶› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۳۶
- هر دم از گلشن او طرفه گلی می سکلم هر زمان تازه گل از شاخ تری می رسدم
G1636:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 از بت باخبر من خبری می رسدم·وز لب چون شکر او شکری می رسدم
- 2 شکر اندر شکر اندر شکر است·شکری در دهن است و دگری می رسدم
- 3 هر دم از گلشن او طرفه گلی می سکلم·هر زمان تازه گل از شاخ تری می رسدم
- 4 خیره از عشق ویم کز هوسش هر نفسی·عاشق سوخته خیره سری می رسدم
- 5 آن یکی زرد شده کآتش او می کشدم·وین دگر هست که از وی نظری می رسدم
- 6 وان دگر بر در آن خانه او بنشسته·که در ار باز نشد بانگ دری می رسدم
- 7 وان یکی بر سر آن خاک سرک بنهاده·که ز خاکش صفت جانوری می رسدم
ganjoor: sh1636 · public domain