دیوان شمس› غزل ۱۶۵۱› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۵۱
- هفت دریا بر ما غرقه یک قطره بود که به کف شعشعه جوهر انسان داریم
G1651:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم·ما کر و فر سعادت نه ز کیوان داریم
- 2 آتش دولت ما نیست ز خورشید و اثیر·سبحات رخ تابنده ز سبحان داریم
- 3 رگ و پی نی و در آن دجله خون می جوشیم·دست و پا نی و در آن معرکه جولان داریم
- 4 هفت دریا بر ما غرقه یک قطره بود·که به کف شعشعه جوهر انسان داریم
- 5 چه کم ار سر نبود چونک سراسر جانیم·چه غم ار زر نبود چون مدد از کان داریم
- 6 بوهریره صفتیم و به گه داد و ستد·دل بدان سابقه و دست در انبان داریم
- 7 اهرمن دیو و پری جمله به جان عاشق ماست·چونک در عشق خدا ملک سلیمان داریم
- 8 در چه و حبس جهان گرچه رهین دلویم·چند یعقوب دل آشفته به کنعان داریم
- 9 شمس تبریز شهنشاه همه مردان است·ما از آن قطب جهان حجت و برهان داریم
ganjoor: sh1651 · public domain