دیوان شمس غزل ۱۶۵۸ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۵۸

  1. چون که من دارو بدم هر درد را از صداع این و آن نگریختم

G1658:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 عاشقم از عاشقان نگریختم·وز مصاف ای پهلوان نگریختم
  2. 2 حمله بردم سوی شیران همچو شیر·همچو روبه از میان نگریختم
  3. 3 قصد بام آسمان می داشتم·از میان نردبان نگریختم
  4. 4 چون که من دارو بدم هر درد را·از صداع این و آن نگریختم
  5. 5 هیچ دیدی دارو کز دردی گریخت·داروم من همچنان نگریختم
  6. 6 پیرو پیغامبران بودم به جان·من ز تهدید خسان نگریختم
  7. 7 زنده کوشم در شکار زندگی·زنده باشم چون ز جان نگریختم
  8. 8 چشم تیراندازش آنگه یافتم·که ز تیر خرکمان نگریختم
  9. 9 زخم تیغ و تیر من منصور شد·چون که از زخم سنان نگریختم
  10. 10 بحر قندم از ترش باکیم نیست·سودمندم از زیان نگریختم
  11. 11 شمس تبریزی چو آمد آشکار·ز آشکارا و نهان نگریختم

ganjoor: sh1658 · public domain