دیوان شمس› غزل ۱۶۸۰› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۸۰
- ز جهان گر پنهانم چه عجب که نهان باشد جان من جانم
G1680:8
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 من اگر پرغم اگر شادانم·عاشق دولت آن سلطانم
- 2 تا که خاک قدمش تاج من است·اگرم تاج دهی نستانم
- 3 تا لب قند خوشش پندم داد·قند روید بن هر دندانم
- 4 گلم ار چند که خارم در پاست·یوسفم گرچه در این زندانم
- 5 هر کی یعقوب من است او را من·مونس زاویه احزانم
- 6 در وصال شب او همچو نیم·قند می نوشم و در افغانم
- 7 پای من گرچه در این گل ماندهست·نه که من سرو چنین بستانم
- 8 ز جهان گر پنهانم چه عجب·که نهان باشد جان من جانم
- 9 گرچه پرخارم سر تا به قدم·کوری خار چو گل خندانم
- 10 بودهام مؤمن توحید کنون·مؤمنان را پس از این ایمانم
- 11 سایه شخصم و اندازه او·قامتش چند بود چندانم
- 12 هر کی او سایه ندارد چو فلک·او بداند که ز خورشیدانم
- 13 قیمتم نبود هر چند زرم·که به بازار نیم در کانم
- 14 من درون دل این سنگ دلان·چون زر و خاک به کان یک سانم
- 15 چونک از کان جهان بازرهم·زان سوی کون و مکان من دانم
ganjoor: sh1680 · public domain